اخباری
Sunday, 15 February 2026
Breaking

استعفاهای بیهوده و بازنگری آشکار در صدر امور، در حالی که استارمر دست و پا می‌زند

تلاطم داخلی حزب کارگر با افزایش فشار بر رهبر حزب تشدید می‌شو

استعفاهای بیهوده و بازنگری آشکار در صدر امور، در حالی که استارمر دست و پا می‌زند
Ekhbary
5 days ago
23

بریتانیا - خبرگزاری اخباری

استعفاهای بیهوده و بازنگری آشکار در صدر امور، در حالی که استارمر دست و پا می‌زند

در دورانی پرآشوب برای حزب کارگر بریتانیا، عرصه سیاسی شاهد ترکیبی عجیب از استعفاهای ظاهراً نمایشی و تلاشی هماهنگ برای بازنویسی تاریخ اخیر سیاسی است. این درام حول محور کیر استارمر، رهبر حزب کارگر، می‌چرخد که با چالش فزاینده‌ای برای رهبری خود و مجموعه‌ای از جنجال‌ها، از جمله انتصاب پیتر مندلسون و بررسی‌های متعاقب آن، به طور فزاینده‌ای زیر آتش انتقاد قرار گرفته است. پویایی داخلی حزب در حال فروپاشی به نظر می‌رسد؛ چهره‌های کلیدی در حال ترک پست خود هستند و دیگران ظاهراً درگیر ارزیابی مجدد استراتژیک رویدادهای گذشته هستند.

انتصاب اخیر پیتر مندلسون، چهره‌ای با گذشته‌ای پیچیده و اغلب بحث‌برانگیز، به یک سمت دیپلماتیک – ظاهراً به عنوان سفیر بریتانیا در واشنگتن – به کاتالیزوری برای بحران فعلی تبدیل شده است. این تصمیم که برای بسیاری فاقد توجیه روشن بود، بلافاصله انتقادات شدیدی را برانگیخت، به ویژه با توجه به ارتباطات گذشته مندلسون با شبکه جفری اپستین. پس از این انتصاب، مورگان مک‌سوینی، رئیس دفتر کیر استارمر، استعفا داد، اقدامی که به طور گسترده به عنوان "فداکاری برای تیم" تلقی شد. کمی بعد، تیم آلن، رئیس ارتباطات دفتر نخست‌وزیری، نیز بدون توضیح مفصل، سمت خود را ترک کرد و حس آشفتگی را در میان رده‌های بالای حزب تشدید کرد.

این استعفاها توسط منتقدان به عنوان "اشارات بیهوده" یا "اقدامات نمایشی" توصیف شده‌اند که هدفشان بیشتر به تعویق انداختن اجتناب‌ناپذیر است تا پرداختن به مسائل اصلی. برای عموم مردم، اهمیت این افراد که اغلب خارج از محافل سیاسی ناشناخته هستند، ناچیز است و باعث می‌شود استعفاهایشان بی‌معنی به نظر برسد. وضعیت در داخل دفتر نخست‌وزیری مانند جنگ فرسایشی است که در آن پاسخگویی گریزان است و مقصران به راحتی یافت می‌شوند. این یک پیشنهاد طنزآمیز وجود دارد که حتی کارکنان نظافت نیز ممکن است به زودی احساس کنند مجبور به استعفا هستند و تظاهر به گناه می‌کنند که استارمر را در مورد تردیدهایش نسبت به مندلسون از قبل هشدار نداده‌اند. چنین سناریویی استارمر را منزوی خواهد کرد، و او تنها با پژواک اظهارات خودش احاطه خواهد شد.

فشار فقط به کارکنان مستقیم استارمر محدود نشد. انس ساروار، رهبر حزب کارگر اسکاتلند، برجسته‌ترین چهره حزب شده است که علناً خواستار استعفای استارمر شده است. اگرچه ساروار جانشین مشخصی را معرفی نکرده است، اما پیام او روشن است: رهبری فعلی قابل تحمل نیست و تغییر ممکن است فرصت بهتری به حزب کارگر برای اجتناب از شکست قاطع در انتخابات آینده ماه مه بدهد. این نشان‌دهنده احساس انتخاب یک عامل ناشناخته به جای یک شکست شناخته شده و مداوم است – یک قمار بر روی نوع دیگری از هرج و مرج.

علی‌رغم افزایش فشارهای داخلی و خارجی، سخنگوی استارمر تاکید کرده است که رهبر "جایی نمی‌رود" و متعهد به اداره کشور است. با این حال، اطمینان پشت این تضمین‌ها به نظر ناقص می‌رسد و آرامش کمی ارائه می‌دهد. این وضعیت باعث می‌شود که در مورد اینکه آیا خلاء سیاسی، یا حتی حکومتی که صرفاً توسط مقامات دولتی اداره می‌شود، مؤثرتر باشد، تأمل کرد. نمونه بلژیک که بین دسامبر 2018 تا اکتبر 2020 به مدت 652 روز بدون دولت فعالیت کرد و ظاهراً هیچ اختلال عمده‌ای نداشت، اغلب در این زمینه ذکر می‌شود.

سایه ماندگار رسوایی مندلسون-اپستین، درگیری داخلی را تشدید می‌کند. این رسوایی به نظر می‌رسد که باعث فراموشی جمعی و موجی از بازنگری در کل طبقه سیاسی شده است. بسیاری اکنون تظاهر به نگرانی برای قربانیان جفری اپستین می‌کنند، در حالی که همزمان برای منافع شخصی خود مانور می‌دهند. قابل توجه است، زمانی که مندلسون در ابتدا به عنوان سفیر بریتانیا در واشنگتن منصوب شد، افراد کمی در سیاست یا رسانه‌ها در مورد ارتباطات اپستین او اعتراضی نکردند. روایت فعلی که تلاش می‌کند این کوتاهی‌های گذشته را کم‌اهمیت جلوه دهد، یا حتی اعتبار ادعایی برای افشاگری‌های بعدی را کسب کند، الگوی گسترده‌تری از حافظه انتخابی و خودحفاظتی را برجسته می‌کند.

با این حال، این موضوع استارمر را از مسئولیت مبرا نمی‌کند. اصل "کسانی که در خانه‌های شیشه‌ای زندگی می‌کنند نباید سنگ پرتاب کنند" در اینجا صدق می‌کند. مندلسون، که مدت‌ها چهره‌ای مورد پذیرش نهادهای بریتانیایی بود، یکی از خودشان تلقی می‌شد – مذاکره‌کننده‌ای ماهر و شبکه‌سازی برجسته. انتصاب او توسط چهره‌هایی مانند مایکل گوو که آن را "درخشان" توصیف کرد، مورد ستایش قرار گرفت و او به طور منظم در پلتفرم‌های تأثیرگذار مانند پادکست تایمز حضور داشت. با این حال، این صداهای حامی در هفته‌های اخیر به طور محسوسی کمرنگ شده‌اند.

به نظر می‌رسد یکی از استثناها، کیمی بیدنُخ، رهبر حزب محافظه‌کار باشد. بیدنُخ، مانند بسیاری دیگر، در ابتدا هنگام انتصاب مندلسون در مورد ارتباطات اپستین سکوت کرد. اکنون، او به نظر می‌رسد که خود را به عنوان افشاگر داستان معرفی می‌کند. شگفتی در صدای نیک رابینسون در برنامه "امروز" رادیو بی‌بی‌سی 4 مشهود بود، هنگامی که بیدنُخ ادعا کرد که عملکرد او در جلسه پرسش و پاسخ نخست‌وزیر هفته گذشته برای افشای اینکه مندلسون پس از محکومیت به جلب فحشا از یک فرد زیر سن قانونی، در آپارتمان اپستین اقامت داشته، تعیین‌کننده بوده است. این چارچوب روایی نشان می‌دهد که بیدنُخ خود را "قهرمان مارول درجه سه" می‌داند که قادر است دیگران را متقاعد کند که نسخه او از وقایع درست است، علیرغم آگاهی عمومی از اینکه این داستان سال‌ها در معرض دید بوده و عمداً توسط وست‌مینستر نادیده گرفته شده است.

فانتزی ظاهراً خودمحور بیدنُخ ممکن است راحت‌تر از واقعیتی باشد که اعضای کابینه سایه حزب کارگر با آن روبرو هستند. روز یکشنبه، پات مک‌فادن، که به عنوان وفادارترین دستیار استارمر توصیف شده است، برای رویارویی با رسانه‌ها اعزام شد. او اصرار داشت که استعفای مک‌سوینی "معنی‌دار نخواهد بود"، تنها چند ساعت قبل از اینکه مک‌سوینی عملاً استعفا دهد. نیاز بعدی مک‌فادن به دیازپام برای بهبودی از "شرم" این تناقض، سخنان زیادی در مورد انسجام داخلی حزب می‌گوید.

در نتیجه، تا صبح دوشنبه، هیچ عضو خط مقدم حزب کارگر برای دفاع علنی از استارمر در دسترس نبود. گمانه‌زنی‌ها از قرارهای فوری در آرایشگاه تا تصمیم جمعی برای دوری گرفتن متغیر بود. اگر استارمر قبلاً احساس تنهایی می‌کرد، این باید نقطه پایین جدیدی بوده باشد. وظیفه پاسخگویی به سوالات دشوار بر دوش جکی اسمیت، وزیر جوان، افتاد. اسمیت به عنوان عضوی از مجلس اعیان، ممکن است خود را تا حدی از پیامدها مصون بداند و احتمالاً صرف نظر از نتیجه سیاسی، به دریافت مقرری روزانه خود ادامه خواهد داد. اگرچه او بار اصلی بازجویی رسانه‌ها را بر دوش کشید، اما به سختی می‌توانست بحران فزاینده‌ای را که آینده حزب کارگر را تهدید می‌کند، حل کند.

Keywords: # کیر استارمر # حزب کارگر # پیتر مندلسون # استعفاهای # رسوایی اپستین # سیاست بریتانیا # کیمی بیدنخ # انس ساروار # بحران سیاسی