ایالات متحده - خبرگزاری اخباری
دولت ترامپ حفاظت شغلی هزاران کارمند فدرال را در یک اصلاحات گسترده نیروی کار سلب میکند
در اقدامی با پیامدهای عمیق برای خدمات مدنی آمریکا، دولت ترامپ اخیراً سیاست جدیدی را نهایی کرده است که قرار است حفاظت شغلی را از حداکثر 50,000 کارمند فدرال سلب کند. این تغییر چشمگیر، اختیارات بیشتری را برای تنبیه یا اخراج این کارمندان به رئیسجمهور میدهد و نشاندهنده تشدید قابل توجهی در کمپین جاری دولت برای تغییر شکل نیروی کار فدرال و کاهش نفوذ بوروکراسی است که اغلب به عنوان مانعی برای دستور کار آن تلقی میشود.
همچنین بخوانید
→ مطالعه: محدودیتهای طول عمر انسان هنوز به اوج نرسیدهاند، اما شکافهای منطقهای در اروپا در حال افزایش است→ غول فناوری جهانی مدل هوش مصنوعی انقلابی رونمایی کرد→ نگرانی از تشدید تنش: پاکستان در بحبوحه درگیریهای مرزی شدید، «جنگ علنی» علیه افغانستان اعلام کرداز لحاظ تاریخی، خدمات مدنی ایالات متحده بر اصول شایستهسالاری و استقلال غیرحزبی بنا شده است، اصولی که پس از رسوایی واترگیت به شدت تثبیت شدند، اما ریشههای آنها به قانون پندلتون سال 1883 بازمیگردد. این چارچوب دیوارهای حفاظتی مهمی بین منصوبان سیاسی و کارمندان دولتی حرفهای ایجاد کرد و تضمین میکرد که مقامات دارای تخصص عمیق بتوانند اطلاعات عینی را بدون ترس از تلافی به سیاستگذاران ارائه دهند. با این حال، سیاست جدید، که گاهی اوقات به عنوان «برنامه F» یا یک رده شغلی جدید از آن یاد میشود، مفهوم استخدام «به میل» را که قبلاً به حدود 4,000 منصوب سیاسی محدود میشد، به طرز چشمگیری گسترش میدهد تا اکنون شامل دهها هزار کارمند حرفهای شود که دولت نقشهای آنها را دارای کارکردهای مرتبط با سیاست میداند. این نشاندهنده انحراف قابل توجهی از رویه تثبیتشده است.
قانون جدید، یک سند جامع 255 صفحهای، به دولت اختیار بیسابقهای در تعیین دقیق موقعیتهایی که تحت تأثیر قرار خواهند گرفت، میدهد. اگرچه فرمولاسیون دقیق موقعیتها هنوز به طور کامل مشخص نشده است، اما دفتر مدیریت پرسنل (OPM) تأیید کرده است که کاخ سفید در نهایت این تصمیم را خواهد گرفت. علاوه بر این، این تغییر اساساً مسیر شکایات افشاگران را تغییر میدهد. به جای ارائه چنین شکایاتی به دفتر مستقل مشاور ویژه، کارمندان فدرال اکنون موظف خواهند بود که مسائل را به صورت داخلی با یک فرد «بیطرف» در دفتر مشاور عمومی آژانس خود مطرح کنند، اقدامی که منتقدان نگرانند حفاظت از افشاگران را تضعیف کرده و افراد را از افشای تخلفات بازدارد.
دولت ترامپ این اقدام را برای بازگرداندن پاسخگویی و کارایی در دولت فدرال ضروری میداند. کارولین لویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، اظهار داشت که این قانون «چیز خوبی است» و تأکید کرد که «اگر افراد کار خود را انجام نمیدهند، سر کار حاضر نمیشوند، اگر برای این رئیسجمهور سخت کار نمیکنند، به هیچ وجه از کار کردن برای او استقبال نمیشود.» اسکات کوپور، مدیر دفتر مدیریت پرسنل، نیز استدلال کرد که این تغییر با ارائه کنترل بیشتر شاخه اجرایی به یک مقام منتخب دموکراتیک، یعنی رئیسجمهور، به بازگرداندن پاسخگویی به نیروی کار فدرال کمک میکند و امکان اجرای مؤثرتر دستور کار او را فراهم میآورد.
با این حال، این سیاست انتقادات شدید بسیاری از کارشناسان حقوقی، گروههای غیرانتفاعی و اتحادیههای کارمندان فدرال را به دنبال داشته است. منتقدان، مانند مکس استیر، مدیر اجرایی مشارکت برای خدمات عمومی، این اقدام را «افزایش عظیمی در استخدام به میل با دولتی که تحقیر خود را نسبت به تخصص غیرحزبی نشان داده است» میدانند. او ابراز نگرانی کرد که سابقه دولت اعتماد را توجیه نمیکند و چنین تغییراتی به «نتایج بدتر دولتی، نه بهتر» منجر میشود. دون کتل، استاد بازنشسته دانشگاه مریلند، خاطرنشان کرد که این قانون «تمام ستونهای پاسخگویی به جز پاسخگویی به رئیسجمهور را از بین میبرد» و آن را به «حمایتگرایی با نامی دیگر» تشبیه کرد. در طول یک دوره 45 روزه نظرات عمومی، بیش از 90 درصد از 35,000 اظهارنظر ارسالی با سیاست پیشنهادی مخالفت کردند.
تاریخچه این سیاست پیچیده است. ترامپ در اواخر اولین دوره ریاست جمهوری خود، سیاست مشابهی را پیشنهاد کرده بود، اما هرگز به طور کامل عملی نشد. سپس، رئیسجمهور پیشین، جوزف آر. بایدن جونیور، فرمان اجرایی صادر کرد که هدف آن دشوارتر کردن احیای سیاست اولیه برای ترامپ یا یک جمهوریخواه همفکر بود. با این حال، ترامپ در اولین روز بازگشت خود به دفتر بیضی، فرمان اجرایی صادر کرد که قانون بایدن را لغو و زمینه را برای تغییرات اخیر فراهم آورد. این اقدام تاکنون به 68 چالش قانونی منجر شده است که 61 مورد از آنها همچنان فعال هستند، از جمله دعاوی حقوقی که توسط گروههایی مانند پروژه پاسخگویی دولت و اتحادیههای کارمندان فدرال مطرح شدهاند.
پیامدهای این تغییر عمیق است. این اقدام نه تنها امنیت شغلی دهها هزار کارمند فدرال را تهدید میکند، بلکه میتواند توانایی دولت را برای فعالیت مؤثر و مستقل نیز تضعیف کند. مخالفان نگرانند که این سیاست، خدمات مدنی را سیاسی کرده، تخصص حرفهای را با وفاداری سیاسی جایگزین کند و به طور بالقوه بر ارائه خدمات عمومی، تحقیقات علمی و نظارت دولتی تأثیر بگذارد. همچنین نگرانیهایی را در مورد فرسایش اصل خدمات مدنی غیرحزبی، که سنگ بنای دموکراسی آمریکا است، ایجاد میکند و دولت را در برابر نوسانات سیاسی آسیبپذیرتر و کمتر قادر به خدمت به منافع بلندمدت عمومی میسازد.