اخباری
Sunday, 15 February 2026
Breaking

جرم: خشونت در روابط - چگونه مجرمان قربانیان را فریب می‌دهند

مطالعه تاکتیک‌های آزار روانی و عاطفی در روابط پرخاشگرانه را

جرم: خشونت در روابط - چگونه مجرمان قربانیان را فریب می‌دهند
7dayes
3 hours ago
1

آلمان - خبرگزاری اخباری

جرم: خشونت در روابط - چگونه مجرمان قربانیان را فریب می‌دهند

ده‌ها هزار زن در آلمان از خشونت خانگی رنج می‌برند، واقعیتی که اغلب توسط آمار رسمی پنهان می‌ماند. در سال 2024، تعداد قربانیان ثبت‌شده 3.8% افزایش یافت و به 265,942 نفر رسید، که طبق گفته اداره فدرال پلیس جنایی (BKA)، تقریباً دو سوم (64.3%) موارد مربوط به خشونت بین شرکا بوده است. با این حال، این ارقام تنها کسری از رویدادهای واقعی را منعکس می‌کنند. داده‌های مطالعات موسوم به "ارقام تاریک" (Dunkelfeldstudie) که به سفارش دولت فدرال انجام شده‌اند، نشان می‌دهند که تقریباً از هر شش نفر پاسخ‌دهنده، یک نفر در طول زندگی خود خشونت فیزیکی را از سوی شریک فعلی یا سابق خود تجربه کرده است. نگران‌کننده این است که تنها حدود سه درصد از این قربانیان، سوءاستفاده‌ها را به پلیس گزارش می‌دهند. این واقعیت تلخ پرسش حیاتی را مطرح می‌کند: چرا زنان حتی زمانی که محدودیت‌ها فراتر از صرف وابستگی مالی هستند، در روابط خشونت‌آمیز گرفتار می‌مانند؟

تحقیقات اخیر، از جمله مطالعه‌ای از دانشگاه کمبریج، حاکی از آن است که مجرمان از استراتژی‌های روانی و عاطفی پیچیده‌ای برای درگیر کردن شرکای خود و تضعیف عزت نفس آن‌ها استفاده می‌کنند. این اغلب با یک مرحله شدید "وسوسه" آغاز می‌شود، که در آن فرد متجاوز، شریک خود را با محبت و توجه بیش از حد غرق می‌کند و بدین ترتیب یک پیوند عاطفی عمیق ایجاد می‌کند. این مرحله با دوره‌هایی از بی‌رحمی و دوری عاطفی دنبال می‌شود، که با بازگشت‌های ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی به رفتار محبت‌آمیز قطع می‌شود. این امر چرخه گیج‌کننده‌ای از امید و ترس ایجاد می‌کند و تشخیص الگوی سوءاستفاده را برای قربانی دشوار می‌سازد.

دکتر مگس لیسیاک، نویسنده اصلی این مطالعه، این روابط را اغلب با "جادو" آغاز می‌شود توصیف می‌کند. او توضیح می‌دهد که "اجبار و سوءاستفاده بعدی آنقدر گیج‌کننده است که قربانیان به شدت سعی می‌کنند تصویر اولیه آزارگر خود را حفظ کنند." به این ترتیب، عشق به سلاحی برای ایجاد شکلی از "زندان روانی" تبدیل می‌شود. این تاکتیک به متجاوزان اجازه می‌دهد تا از طریق فریب عاطفی کنترل را حفظ کنند و جدایی را حتی در غیاب اجبار فیزیکی یا مالی آشکار، به وظیفه‌ای تقریباً غیرقابل عبور برای قربانی تبدیل کند.

مطالعه کمبریج همچنین یک عامل مشترک در میان زنان قربانی سوءاستفاده شناسایی می‌کند: سابقه تروما در دوران کودکی. لیسیاک دریافت که 18 زن مورد مصاحبه برای این مطالعه، تجربیات آسیب‌زای دوران کودکی را گزارش کرده‌اند، از والدین دور گرفته تا سوءاستفاده جنسی. متجاوزان اغلب از این آسیب‌پذیری‌ها، همراه با تروماهای دوران کودکی خود، برای بی‌ارزش کردن شرکای خود یا تحقیر عمومی آن‌ها سوءاستفاده می‌کنند. این مطالعه که در مجله "Violence against women" منتشر شده است، بر لزوم تمرکز بر استراتژی‌های متجاوزان برای درک چرایی تداوم روابط پرخاشگرانه، به جای نسبت دادن آن به کمبودهای احتمالی قربانیان تأکید می‌کند.

پائولا دلگادو کلامروث از انجمن فدرال روانشناسان آلمان (Bundesverband Deutscher Psychologinnen und Psychologen) از این دیدگاه حمایت می‌کند و خاطرنشان می‌کند که این مطالعه دیدگاه جدید و ارزشمندی را برای تحقیقات ارائه می‌دهد. او گفت: "این به دستکاری روانی پیچیده توسط متجاوز از دیدگاه قربانیان می‌پردازد که برای درک، پیشگیری و درمان قربانیان خشونت خانگی بسیار مفید است." با این حال، او با توجه به ماهیت مطالعات مبتنی بر مصاحبه‌های فردی، نسبت به تعمیم بیش از حد یافته‌ها هشدار می‌دهد.

گروه کاری فدرال برای برنامه‌های مجرمان خشونت خانگی (BAG Täterarbeit Häusliche Gewalt) نیز رویکرد این مطالعه را تحسین می‌کند و مشارکت آن را در درک بهتر پویایی خشونت در روابط و تأکید بر اهمیت گنجاندن دیدگاه‌های قربانیان در تحقیقات، تشخیص می‌دهد. با این حال، BAG اشاره می‌کند که اندازه کوچک نمونه (18 مصاحبه) استخراج نتایج قابل تعمیم گسترده را دشوار می‌کند. آن‌ها پیشنهاد می‌کنند که برخی از استنباط‌های به دست آمده از بخش‌های مصاحبه ذکر شده، با توجه به پیچیدگی موضوع، تا حدی "جسورانه" به نظر می‌رسند و استخراج پروفایل‌های واضح مجرمان یا مکانیسم‌های خاص کنترل اجباری از چنین تعداد محدودی از مصاحبه‌ها چالش‌برانگیز است.

باربارا ویتل، کارشناس Pro Familia در اشتوتگارت، تأیید می‌کند که استراتژی‌های شرح داده شده در مطالعه از طریق کار عملی او برایش آشنا هستند. او اولین نشانه یک رابطه سمی را وضعیتی توصیف می‌کند که در آن به زن دیگر اجازه داده نمی‌شود نظر خود را بیان کند. او توضیح می‌دهد: "این تفاوت بین دو نفر را نشان می‌دهد و این تفاوت اصلاً قابل تحمل نیست." در عوض، یک نفر باید خود را تابع دیگری کند. ویتل برای کمک به زنان برای فرار از روابط خشونت‌آمیز خود، بر اهمیت حیاتی "تماس با شخص دیگری" تأکید می‌کند – کسی که تشویق و تأیید ارائه می‌دهد و می‌گوید: "من تو را می‌بینم". زنان به ندرت به ابتکار خود به پناهگاه‌های زنان مراجعه می‌کنند، زیرا اغلب توسط شرکای خود از خانواده و دوستانشان جدا شده‌اند. بنابراین، "تماس خارج از سیستم" می‌تواند نجات‌بخش باشد.

در مورد "اِلا" (نام مستعار)، بارداری دوم سرانجام او را به سمت Pro Familia هدایت کرد. ویتل می‌گوید که او تصمیم به سقط جنین گرفت، زیرا دیگر نمی‌توانست تصور کند که فرزندی دیگر از مارتین داشته باشد. پس از سقط جنین، اِلا به جلسات مشاوره خود ادامه داد که به او کمک کرد شریک زندگی خود را ترک کند و مکانی امن پیدا کند. امروز، اِلا با فرزندش در یک پناهگاه زنانه زندگی می‌کند و روند بهبودی از آزار روانی و جسمی را آغاز کرده است.

Keywords: # خشونت خانگی # فریب روانی # روابط سمی # جرم # قربانیان خشونت # آلمان # کنترل اجباری