جهانی - خبرگزاری اخباری
مطالعه جدیدی سیستم ایمنی «خسته» را در ME/CFS کشف میکند و امید به تشخیص و درمان را ارائه میدهد
یک مطالعه پیشگامانه از موسسه ملی بهداشت (NIH) بینشهای حیاتی در مورد سندرم آنسفالومیلیت میالژیک/خستگی مزمن (ME/CFS) را آشکار کرده است، که نشان میدهد افراد مبتلا به این بیماری ناتوانکننده ممکن است علاوه بر ناهنجاریهای متمایز سیستم عصبی، از یک سیستم ایمنی «خسته» نیز رنج ببرند. این تحقیق که مدتها انتظار آن میرفت و در Nature Communications منتشر شد، گامی مهم رو به جلو در درک اختلالی است که از لحاظ تاریخی بد فهمیده شده و نادیده گرفته شده است، راه را برای تشخیصهای دقیقتر و درمانهای هدفمند هموار میکند و سرنخهای حیاتی برای چالش رو به رشد کووید طولانی ارائه میدهد.
برای دههها، ME/CFS یک معمای پزشکی بوده است، یک بیماری پیچیده و چندسیستمی که با خستگی شدید، ناخوشی پس از فعالیت، اختلال عملکرد شناختی (که اغلب «مه مغزی» نامیده میشود) و سایر علائم مانند حساسیت بیش از حد به نور و از دست دادن حافظه کوتاهمدت مشخص میشود. ماهیت گریزان آن، همراه با فقدان بیومارکرهای واضح، بسیاری از جامعه پزشکی را به اشتباه به طبقهبندی آن به عنوان یک اختلال روانتنی سوق داد، که به معنای یک پایه روانشناختی به جای فیزیولوژیکی بود. این نگرش تحقیرآمیز عمیقاً بر بیماران تأثیر گذاشته است، که اغلب با بدبینی و مراقبت ناکافی روبرو میشوند و تلاشهای تحقیقاتی را به شدت مختل کرده است، و میلیونها نفر را بدون درمانهای مؤثر یا حتی تشخیص قطعی رها کرده است.
Read Also
- تحقیقات فدرال در مورد تصادف مرگبار تسلا در تگزاس آغاز شد
- گروه حامی حقوق سقط جنین به جای کالینز، پلاتنر را در مین تایید کرد
- ترامپ مسئولیت وضعیت نامناسب استخر تفکر را رد کرد
- مقامهای طالبان و اتحادیه اروپا در بروکسل درباره اخراج افغانها گفتگو میکنند
- بازداشت دو نوجوان پس از تیراندازی مرگبار در مدرسهای در فیلیپین
ظهور کووید طولانی، یک سندرم پس از ویروسی با همپوشانیهای علامتی چشمگیر با ME/CFS، به طور متناقضی، توجه و مشروعیت جدیدی را برای ME/CFS به ارمغان آورده است. بسیاری از کارشناسان اکنون معتقدند که بخش قابل توجهی از موارد کووید طولانی، معیارهای تشخیصی ME/CFS را برآورده میکنند، که نیاز فوری به درک عمیقتر بیماریهای مزمن پس از ویروسی را برجسته میکند. در این زمینه است که مطالعه NIH، به رهبری متخصص مغز و اعصاب آویندرا نات، به عنوان چراغ امیدی ایستاده است.
آنچه این مطالعه را متمایز میکند، دقت بیسابقه آن در انتخاب شرکتکنندگان است. تیم نات با تشخیص اینکه ME/CFS میتواند به اشکال مختلف ظاهر شود، به طور دقیق بر زیرمجموعه خاصی از بیماران تمرکز کرد: کسانی که پس از عفونت، قبل از همهگیری COVID-19، به این عارضه مبتلا شده بودند. این رویکرد سختگیرانه شامل توافق unanimous یک هیئت متشکل از پنج پزشک بالینی بر تشخیص هر شرکتکننده بود که یک گروه بسیار همگن را تضمین میکرد. از یک گروه بزرگتر، تنها ۱۷ شرکتکننده ME/CFS، به همراه ۲۱ داوطلب سالم، انتخاب شدند که امکان بررسی متمرکز و عمیق سیستمهای بیولوژیکی آنها را فراهم کرد. این فرآیند انتخاب دقیق بسیار مهم است، زیرا عوامل مخدوشکننده را به حداقل میرساند و احتمال شناسایی تغییرات فیزیولوژیکی سازگار را که زیربنای بیماری هستند، افزایش میدهد.
با استفاده از مجموعهای جامع از آزمایشها، محققان به دقت سیستمهای مختلف بدن را بررسی کردند. یافتههای آنها به تصویری قانعکننده از اختلال تنظیم سیستم ایمنی اشاره دارد. اصطلاح «سیستم ایمنی خسته»، که برای توصیف برخی از مشاهدات استفاده میشود، نشان میدهد که دفاعیات بدن، شاید در اثر عفونت اولیه بیش از حد تحریک شده، به طور مزمن تحلیل رفته یا دچار اختلال عملکرد میشود و قادر به پاکسازی مؤثر عوامل بیماریزا یا تنظیم التهاب نیست. این وضعیت میتواند به خستگی فراگیر و سایر علائم سیستمیک که بیماران تجربه میکنند، کمک کند. علاوه بر این، این مطالعه تفاوتهای قابل توجهی را در سیستم عصبی بیماران ME/CFS در مقایسه با افراد سالم شناسایی کرد، که نشان میدهد این بیماری صرفاً یک مشکل ایمنی نیست، بلکه یک تعامل پیچیده است که بر عملکرد عصبی تأثیر میگذارد، که با علائمی مانند مه مغزی و مشکلات حافظه همسو است.
این یافتهها چیزی فراتر از مشاهدات آکادمیک هستند؛ آنها نشانگرهای بیولوژیکی ملموسی را نشان میدهند که میتوانند به عنوان مبنایی برای آزمایشهای تشخیصی آینده عمل کنند. در حال حاضر، تشخیص ME/CFS به شدت به معیارهای علائم و رد سایر شرایط متکی است. شناسایی امضاهای ایمنی و عصبی خاص میتواند منجر به ابزارهای تشخیصی عینی شود، تجربیات بیماران را تأیید کند و امکان مداخله زودهنگام را فراهم آورد. علاوه بر این، درک مکانیسمهای دقیق خستگی ایمنی و اختلال سیستم عصبی، درها را برای توسعه استراتژیهای درمانی هدفمند باز میکند. به جای صرفاً مدیریت علائم، درمانها میتوانند با هدف بازیابی عملکرد ایمنی یا تعدیل مسیرهای عصبی، پتانسیل بهبودی واقعی را به جای صرفاً تسکین ارائه دهند.
پیامدهای این مطالعه فراتر از خود ME/CFS است و لنز مهمی را برای مشاهده سایر سندرمهای پس از ویروسی، از جمله کووید طولانی، ارائه میدهد. علتشناسی مشترک – اغلب یک عفونت قبلی – و شباهتهای علامتی نشان میدهد که بینشهای به دست آمده از تحقیقات ME/CFS میتواند مستقیماً درک و درمان ما از کووید طولانی را آگاه کند و به طور بالقوه توسعه درمانی را برای هر دو بیماری تسریع بخشد. این امر بر ارتباط متقابل بیماریهای مزمن پس از عفونت و نیاز به یک رویکرد تحقیقاتی یکپارچه تأکید میکند.
همانطور که آلیسون سبرانا، یکی از شرکتکنندگان در این مطالعه، به فصاحت بیان کرد، تأییدی که چنین تحقیقاتی ارائه میدهد عمیق است. برای مدت طولانی، بیماران احساس میکردند که نگرانیهایشان «نادیده گرفته شده است». این مطالعه، با روششناسی قوی و یافتههای مهم خود، پیامی قدرتمند ارسال میکند: ME/CFS یک بیماری واقعی و فیزیولوژیکی با مبانی بیولوژیکی قابل شناسایی است. این گواهی بر پشتکار محققانی مانند آویندرا نات و، مهمتر از آن، میلیونها بیمار در سراسر جهان است که با انعطافپذیری بیوقفه این بیماری را تحمل کردهاند.
Related News
- رباتهای خودران با عمل کردن یاد میگیرند: آینده تولید در کارخانههای هوشمند
- در سوگ ام. وی. کی. چاری: پیشگامی که روش اجزای محدود او مهندسی برق را متحول کرد
- المپیاد زمستانی میلان-کورتینا: رونمایی از فناوریهای ورزشی هوشمند نسل جدید
- IEEE ملاحظات دستورالعملهای ایمنی برای محصولات نوروتکنولوژی مصرفی را در نظر میگیرد
- LuSEE-Night: آشکارسازی کهنترین پژواکهای کیهان از سمت دور ماه
در حالی که بدون شک تحقیقات بیشتری برای کشف کامل پیچیدگیهای ME/CFS مورد نیاز است، این مطالعه NIH یک لحظه محوری را نشان میدهد. این روایت را از شک و تردید به درک علمی، از نادیده گرفتن به کشف تغییر میدهد و امید را برای آیندهای روشن میکند که در آن بیماران ME/CFS به رسمیت شناخته شوند، تشخیص داده شوند و درمانهای مؤثری را که به شدت سزاوار آن هستند، دریافت کنند.