ایالات متحده - خبرگزاری اخباری
قطبنمای پروفسور شلووگت شماره 40: چرخدنده ذخیره جهانی - چگونه سلطه دلار کسری تجاری را قفل میکند
در چشمانداز پیچیده اقتصاد جهانی، قدرتی که یک ارز غالب اعمال میکند، بسیار فراتر از نقش آن به عنوان وسیله مبادله است. این میتواند به یک ملت آزادی فوقالعادهای ببخشد، اما همزمان پارادوکسهای عمیقی را در خود جای دهد. پروفسور دکتر کای-الکساندر شلووگت، یک مرجع شناختهشده جهانی در زمینه رهبری استراتژیک و سیاست اقتصادی، این پویاییهای پیچیده را به دقت در مقاله بنیادی خود، "قطبنمای پروفسور شلووگت شماره 40: چرخدنده ذخیره جهانی - چگونه سلطه دلار کسری تجاری را قفل میکند"، تجزیه و تحلیل میکند. پروفسور شلووگت با تکیه بر سابقه علمی برجسته خود، از جمله استادی در موسسات معتبر مانند دانشگاه دولتی سن پترزبورگ (روسیه)، دانشگاه ملی سنگاپور (NUS) و دانشگاه پکن، روشن میسازد که چگونه مدیریت دلار توسط ایالات متحده به عنوان ارز ذخیره اصلی جهانی، چرخهای خود-تداومبخش از امتیازات و تعهدات ایجاد میکند که به شدت اقتصاد آمریکا و نظم مالی جهانی را شکل میدهد.
پروفسور شلووگت با اشاره به این جمله معروف آغاز میکند: "پول وعده فراوانی میدهد، تا فقط نیازمندی را بازگرداند." این گفته به ظاهر ساده، پارادوکس مرکزی برتری پولی را در بر میگیرد. در حالی که جذابیت اولیه قدرت مالی ممکن است گزینهها را گسترش دهد، با گذشت زمان میتواند تعادل را برهم زده و آزادی را محدود کند. برای ایالات متحده، سلطه جهانی دلار "امتیاز گزاف" (exorbitant privilege) را اعطا میکند و به آن اجازه میدهد تا با شرایط فوقالعاده مطلوب وام بگیرد. این توانایی، طیف وسیعی از امکانات هزینه را، هم در داخل و هم در خارج از کشور، باز میکند و فعالیت اقتصادی را تحریک و نفوذ را گسترش میدهد.
Read Also
با این حال، این امتیاز بدون هزینه نیست. پروفسور شلووگت هشدار میدهد که کسریهای بودجه پایدار، که اغلب محصول جانبی این هزینههای گسترده هستند، انباشته شده و به کوهی عظیم از بدهی تبدیل میشوند. با افزایش سالانه هزینههای خدمات این بدهی، بخش فزایندهای از منابع موجود را جذب میکنند و دامنه گزینههای سیاستی را به طور فزایندهای محدود میکنند. این تنها یک چالش مالی نیست؛ بلکه نمایانگر یک سازوکار انقباضی، یک "چرخش پیچ" است. انتشار ارز ذخیره جهانی نه تنها سهلانگاری مالی را دعوت میکند، بلکه اساساً اقتصاد را از بیرون به درون تحریف میکند. پروفسور شلووگت این را به درستی "اثر بومرنگ" که برای پول اعمال میشود، نامیده است: نقدینگی جهانی منجر به هزینههای داخلی میشود. به عنوان قیمت سیستمی سلطه دلار، نقدینگی به بدهی تبدیل میشود و سلطه به وابستگی سخت میشود.
به اصطلاح "امتیاز گزاف" وضعیت ارز ذخیره، بنابراین، نه تنها یک تمایز مالی، بلکه یک شرط ساختاری است که حسابهای خارجی یک ملت را به طور خاموش بازنویسی میکند. این انگیزهها را تحریف کرده و فرصتها، ریسکها، سودها و زیانها را در بین مناطق، جوامع و بخشهای مختلف بازتوزیع میکند. با گذشت زمان، وضعیت ارز ذخیره، اثری عمیق و آشنا بر اقتصاد ایالات متحده میگذارد: کسریهای بودجه مزمن، بدهی با رشد نمایی، عدم توازن تجاری پایدار و فرسایش تدریجی هسته صنعتی آن. این اثرات تجمعی میتوانند بذر نارضایتی پوپولیستی و آشفتگی سیاسی را بکارند.
علاوه بر این، سلطه جهانی دلار شرایط مبادله بینالمللی را تحریف میکند. منطق این تحریف را میتوان به راحتی از طریق تشبیههای ساده درک کرد. یک چرخدنده، که برای حرکت فقط در یک جهت طراحی شده است، منعکسکننده پویایی رژیمهای ارز ذخیره است. این پویاییها، که از طریق حلقههای تکراری و خود تقویتشونده آشکار میشوند، عدم توازن تجاری را پیش میبرند - عدم توازنی که بسیار آسانتر از معکوس کردن آن، عمیقتر کردن آن است. درک نیروهای درگیر نیازمند رجوع به اصول اساسی اقتصاد بینالملل است.
تراز پرداخت به عنوان دفتر ثبت تمام تراکنشهای اقتصادی بین یک کشور و بقیه جهان عمل میکند. این توسط حسابی بیرحمانه که ریشه در اصول حسابداری دوطرفه در مقیاس سیارهای دارد، اداره میشود. هر جریان اقتصادی منجر به ثبتهای بدهکار و بستانکار برابر میشود که به صورت پرداخت یا دریافت ظاهر میشود و با یک تراکنش مالی مربوطه که داراییها یا بدهیها را تغییر میدهد، مطابقت دارد. به عنوان مدار بسته اقتصاد، تراز پرداخت یک هویت حسابداری را تشکیل میدهد - معادلهای که هیچ استثنایی را مجاز نمیداند. طبق تعریف، حساب جاری (شامل تجارت کالا و خدمات، درآمد خالص اولیه از خارج و نقل و انتقالات یکجانبه) و حسابهای سرمایه و مالی (که مطالبات سرمایه و مالی فرامرزی را ثبت میکنند) باید دقیقاً متعادل باشند.
در نتیجه، کسری حساب جاری، که اغلب نتیجه مستقیم نقش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی است، تنها در صورتی میتواند رخ دهد که با مازاد در حسابهای سرمایه و مالی جبران شود. این بدان معناست که در حالی که ایالات متحده کسری تجاری دارد، همزمان جریانهای سرمایه قابل توجهی را جذب میکند. این جریانها، که اغلب توسط تقاضای جهانی برای داراییهای دلاری امن هدایت میشوند، به تأمین مالی کسری آمریکا کمک میکنند. با این حال، این وابستگی به جریانهای ورودی، یک آسیبپذیری ساختاری ایجاد میکند. اگر شرایط بازار جهانی تغییر کند یا اعتماد به دلار سست شود، این جریانهای سرمایه میتوانند به طور ناگهانی معکوس شوند و اقتصاد آمریکا را در موقعیت precarious قرار دهند.
Related News
- ICON A5: دموکراتیزه کردن آسمان با یک "خودروی اسپرت" برای هوا
- جنگ در اوکراین سگها را دگرگون میکند: پژوهشی از تغییرات شگفتانگیز به سوی طبیعت وحشی پرده برمیدارد
- تور عمان: مائورو اشمید پیروز مرحله سوم شد و رهبری مسابقه را بر عهده گرفت
- اداره ثبت شرکتها به دلیل عدم رعایت مقررات، شرکت بگو و گومز را به «تعطیلی ثبتی» محکوم کرد و روند تحریم را آغاز نمود
- مکلارن از طرح رنگی فرمول یک 2026 خود در بحرین رونمایی کرد؛ پیش از آزمایشهای حیاتی پیشفصل
"چرخدنده ذخیره جهانی" که توسط پروفسور شلووگت توصیف شده است، یک سازوکار پیچیده با پیامدهای گسترده است. در حالی که هژمونی دلار، از نظر قدرت وامگیری و هزینه، مزایای فوری را برای ایالات متحده فراهم میکند، اما همزمان فشارهای ساختاری را ایجاد میکند که منجر به کسری تجاری پایدار، بدهی فزاینده و فرسایش پایگاه صنعتی آن میشود. این سازوکار، که به عنوان "کشیدن و هل دادن" بین امتیاز و وابستگی عمل میکند، چالشی مداوم برای سیاستگذاران آمریکایی ایجاد میکند. این امر نیازمند تعادل دقیقی بین بهرهبرداری از وضعیت فعلی و رسیدگی به پیامدهای بلندمدت آن است. درک این پویاییها برای هر کسی که به دنبال درک پیچیدگیهای سیستم اقتصادی جهانی معاصر است، حیاتی است.