اخباری
Thursday, 19 February 2026
Breaking

فرشینه پایدار: چگونه فناوری تار و پود داستان‌سرایی انسانی را بافته است

کتاب «داستان داستان‌ها» اثر کوین اشتون، تکامل شگفت‌انگیز روا

فرشینه پایدار: چگونه فناوری تار و پود داستان‌سرایی انسانی را بافته است
7DAYES
4 hours ago
4

جهانی - خبرگزاری اخباری

فرشینه پایدار: چگونه فناوری تار و پود داستان‌سرایی انسانی را بافته است

تحولات فناوری روش‌ها و دامنه داستان‌های ما را عمیقاً شکل داده‌اند، اما هرگز عشق بنیادی ما به آن‌ها را کاهش نداده‌اند. از داستان‌های به اشتراک گذاشته شده در اطراف آتشی شعله‌ور گرفته تا کارایی مکانیکی چاپ انبوه، و اکنون تا انتشار سریع روایت‌ها از طریق گوشی‌های هوشمند، داستان‌سرایی به طور مداوم همگام با پیشرفت فناوری تکامل یافته است. اثر برجسته کوین اشتون، «داستان داستان‌ها: تاریخ یک میلیون ساله یک هنر منحصر به فرد انسانی»، این سفر باورنکردنی را با دقت بررسی می‌کند و تحلیلی قانع‌کننده از اینکه چگونه روایت در مرکز تجربه انسانی باقی می‌ماند، ارائه می‌دهد.

اشتون، یک فناور که به خاطر ابداع اصطلاح «اینترنت اشیا» شناخته شده است، روایت خود را بر این فرض بنیادی بنا می‌کند که مغز ما ذاتاً برای جستجو و خلق داستان‌ها، حتی از پیش پا افتاده‌ترین مشاهدات، سیم‌کشی شده است. او به یک آزمایش محوری در سال 1944 اشاره می‌کند که در آن روانشناسان از شرکت‌کنندگان خواستند به سادگی یک فیلم کوتاه با اشکال هندسی متحرک را تماشا کنند. به طرز شگفت‌انگیزی، اکثر بینندگان داستان‌های مفصلی شامل احساسات پیچیده انسانی، درگیری‌ها و راه‌حل‌ها را بافتند، که تمایل قدرتمند ذهن را برای تحمیل ساختار روایی بر واقعیت انتزاعی تأکید می‌کند. این حقیقت مرکزی به عنوان سنگ بنای اکتشاف گسترده اشتون از تاریخ داستان‌سرایی عمل می‌کند.

این کتاب هدف جسورانه‌ای را دنبال می‌کند: ردیابی یک داستان جامع از تمام داستان‌ها، با شروع از اولین اشکال ارتباطات انسانی. فصل 1 خوانندگان را به وضوح به دوران باستان می‌برد و اجداد ما را توصیف می‌کند که شب‌ها در اطراف آتش جمع می‌شدند. در گرمی و امنیت این شعله‌ها، فشارهای بقای روزمره فروکش می‌کرد و امکان برقراری ارتباط در مورد رویدادهای به یاد مانده و تخیل شده، از نزدیک و دور، فراهم می‌شد. اشتون فرض می‌کند که در همین لحظات اجتماعی بود که انسان‌ها «شروع به داستان‌سرایی کردند»، که انسجام اجتماعی را تقویت کرد و دانش حیاتی را در طول نسل‌ها منتقل کرد.

فصول بعدی، سفری جذاب، هرچند گاهی اوقات التقاطی، را در طول تاریخ ارائه می‌دهند، که حکایات کنجکاوی‌برانگیز و توصیفات زنده‌ای از فناوری‌های انقلابی که انتشار روایت را متحول کردند، به نمایش می‌گذارند. از اختراع چاپخانه، که دانش را دموکراتیزه کرد و به داستان‌ها اجازه داد تا در مقیاسی بی‌سابقه گسترش یابند، تا ظهور برق، که راه را برای رسانه‌های جمعی مانند رادیو و تلویزیون هموار کرد، و در نهایت به پلتفرم‌های دیجیتال عصر مدرن مانند فیس‌بوک. اشتون با دقت نشان می‌دهد که هر جهش فناوری نه تنها ابزارهای داستان‌سرایی را تغییر داد، بلکه عمیقاً بر ماهیت خود داستان‌ها و نحوه مصرف آن‌ها نیز تأثیر گذاشت.

اشتون توانایی بالایی در کشف جزئیات به یاد ماندنی و اغلب شگفت‌انگیز از سوابق تاریخی و مطالعات علمی دارد. به عنوان مثال، او یک واقعیت عجیب از اواسط قرن نوزدهم در آمریکا را فاش می‌کند: قبل از اینکه خمیر چوب استاندارد شود، کاغذ اغلب از پارچه‌های کهنه ساخته می‌شد. جالب اینجاست که برخی از این پارچه‌ها از مومیایی‌های مصری به دست می‌آمدند و گفته می‌شود بوی بدی از خود متصاعد می‌کردند. اشتون با طعنه می‌نویسد: «کارخانه‌های کاغذ همیشه اعتراف نمی‌کردند که «پارچه‌های مصری» آن‌ها زمانی مومیایی‌ها را پیچیده بودند، شاید از ترس ناراحت کردن یک عموم حساس.» چنین جزئیاتی نه تنها لمسه‌ای از عجیب بودن تاریخی را اضافه می‌کنند، بلکه تقاطع‌های اغلب غیرمنتظره بین فناوری، فرهنگ و نبوغ انسانی را نیز برجسته می‌سازند.

اگرچه قوس روایی «داستان داستان‌ها» ممکن است گاهی اوقات پراکنده به نظر برسد، و بدون یک لنگر قوی و ثابت از یک حکایت جذاب به حکایت دیگر می‌پرد، اما پشتکار خواننده را پاداش می‌دهد. مسیر کتاب در نهایت «درخشش نرم نارنجی آتش‌های باستانی فصل 1» را به «آبی تند – نور خشن صفحه‌نمایش گوشی‌های هوشمند» تبدیل می‌کند. این استعاره بصری قدرتمند، تغییر عمیق در داستان‌سرایی در عصر دیجیتال را در بر می‌گیرد. با فراگیر شدن رسانه‌های اجتماعی، اشتون مشاهده می‌کند: «ما از جهانی که در آن چند نفر می‌توانستند برای چند نفر داستان بگویند، به جهانی رسیده‌ایم که در آن هر کسی می‌تواند برای هر کسی داستان بگوید.» داستان‌سرایی (و گوش دادن) واقعاً به اوج خود رسیده و راه‌های بی‌سابقه‌ای برای ارتباط و بیان باز کرده است.

با این حال، پیامدهای این گسترش عظیم، همگی مثبت نیستند. اشتون توجه قابل توجهی به جنبه‌های تاریک عصر دیجیتال، به ویژه گسترش بی‌رویه اطلاعات نادرست و گمراه‌کننده، با ذکر نمونه‌هایی از همه‌گیری کووید-19 و تردید در مورد واکسن، اختصاص می‌دهد. او به تفصیل توضیح می‌دهد که چگونه «دروغ‌های دیجیتال» به امتناع برخی افراد از واکسیناسیون کمک کرد و منجر به موارد شدیدتر بیماری و مرگ‌های قابل پیشگیری شد. علاوه بر این، اشتون هشدار شدیدی در مورد قابلیت‌های رو به رشد هوش مصنوعی مولد صادر می‌کند، که می‌تواند تصاویر، ویدئوها و صداهای جعلی فوق‌واقع‌گرایانه ایجاد کند و داستان‌های دستکاری شده را قادر سازد تا تخیل را به طور قانع‌کننده‌ای به عنوان واقعیت ارائه دهند. او یک سوال وحشتناک مطرح می‌کند: آیا افراد قدرتمند می‌توانند «زمان را به عقب برگردانند تا چیزهایی را بگویند که نگفته‌اند، و چیزهایی را که انجام داده‌اند، لغو کنند؟» پاسخ اشتون یک «بله» محتمل است، و تأکید می‌کند که پلتفرم‌های دیجیتال محبوب «فقط واقعیت آنلاین میلیاردها نفر را شکل نمی‌دهند، بلکه خود واقعیت را شکل می‌دهند.»

در مواجهه با این چالش‌های هولناک، اشتون یک پادزهر حیاتی ارائه می‌دهد: تشخیص ساده‌لوحی ذاتی ذهن ما. او استدلال می‌کند که هوشیاری، شک و فروتنی ابزارهای اساسی برای حرکت در این چشم‌انداز پیچیده هستند. در حالی که او اذعان می‌کند که «عصر نفرت» کنونی، که با تندخویی مدرن آنلاین مشخص می‌شود، یک گام به عقب است، آن را به عنوان «یک واکنش، یک عکس‌العمل، یک فریاد ناامیدی، یک ضد انقلاب که توسط افراد قدرتمند تشویق و بهره‌برداری می‌شود» قاب‌بندی می‌کند. اساساً، او تأکید می‌کند که این واکنش منفی توسط انبوهی از روایت‌های دیگر متعادل می‌شود. اشتون نتیجه می‌گیرد که گسترش داستان‌ها در امروز، قدرت عظیمی برای نمایش «زیبایی و شکوه ناهمگون تمام بشریت» دارد و چشم‌اندازی امیدوارکننده برای آینده روایت‌های مشترک ما ارائه می‌دهد.

Keywords: # تاریخ داستان‌سرایی، کوین اشتون، فناوری، تکامل روایت، هوش مصنوعی، اطلاعات نادرست، رسانه‌های اجتماعی، فرهنگ دیجیتال، داستان‌های انسانی، داستان داستان‌ها