جهانی - خبرگزاری اخباری
کوتهبینی تاریخی اتهامات "زمین دزدیده شده": یک دیدگاه جهانی
اتهام «زمین دزدیده شده» به عبارتی قدرتمند و اغلب از نظر عاطفی باردار در گفتمان سیاسی و اجتماعی معاصر تبدیل شده است، به ویژه در کشورهای غربی که با میراث استعمار دست و پنجه نرم میکنند. در حالی که بدون شک ریشه در بیعدالتیهای تاریخی واقعی و رنج عمیق مردم سلب مالکیت شده دارد، اما بررسی انتقادی نشان میدهد که این روایت، وقتی به طور گسترده به کار گرفته شود، خطر نادیده گرفتن پیچیدگیهای عظیم تاریخ بشر را در پی دارد. ادعای اینکه هر گروهی به طور منحصر به فردی در «دزدیدن زمین» مقصر است، مستلزم نادیده گرفتن جریان بیامان و اغلب وحشیانه مهاجرت، فتح و بازتعریف سرزمینی است که تقریباً هر تمدنی را در طول هزاران سال مشخص کرده است.
از طلوع جوامع سازمانیافته، گروههای انسانی پیوسته گسترش یافته، درگیر شده و مرزهای جغرافیایی را تغییر دادهاند. مفهوم خود سرزمینهای ملی یا قومی ثابت و ابدی، ساختاری نسبتاً مدرن است که اغلب توسط قدرتهای استعماری یا دولت-ملتهای پسااستعماری تحمیل شده است. پیش از این، زمین غالباً از طریق چرخهای مداوم از درگیری و سکونت ادعا میشد، از دست میرفت و دوباره به دست میآمد. امپراتوریها ظهور و سقوط کردند و جمعیتهای بیشماری را آواره و جذب کردند. امپراتوری روم، امپراتوری مغول، خلافتهای وسیع جهان اسلام و سلسلههای باستانی چین همگی از طریق فتح گسترش یافتند و نقشههای جمعیتی و سرزمینی دوران خود را به طور اساسی تغییر دادند.
Read Also
- تحقیقات فدرال در مورد تصادف مرگبار تسلا در تگزاس آغاز شد
- گروه حامی حقوق سقط جنین به جای کالینز، پلاتنر را در مین تایید کرد
- ترامپ مسئولیت وضعیت نامناسب استخر تفکر را رد کرد
- مقامهای طالبان و اتحادیه اروپا در بروکسل درباره اخراج افغانها گفتگو میکنند
- بازداشت دو نوجوان پس از تیراندازی مرگبار در مدرسهای در فیلیپین
حتی در میان فرهنگهای بومی که اغلب به عنوان ایستا و هماهنگ رمانتیک میشوند، شواهد باستانشناسی و انسانشناسی از تاریخ پویای جنگهای بین قبیلهای، گسترش سرزمینی و جابجایی گروههای ضعیفتر حکایت دارد. به عنوان مثال، در آمریکای شمالی، لاکوتاها، کروها و شاینها را به سرزمینهای جدید راندند. کنفدراسیون ایروکوا نفوذ خود را از طریق قدرت نظامی گسترش داد و قبایل دیگر را جابجا کرد. به همین ترتیب، در آفریقا، پادشاهی زولو به طور تهاجمی گسترش یافت، مردم همسایه را فتح و جذب کرد. در آمریکای مرکزی پیش از کلمبوس، امپراتوری آزتک شهرهای متعدد را تحت سلطه خود درآورد و خراج طلب کرد و عملاً مناطق وسیعی را با زور کنترل کرد. اینها حوادث منفرد نیستند، بلکه نمونههایی از یک الگوی جهانی انسانی هستند که توسط عواملی مانند کمبود منابع، رشد جمعیت، امنیت و پویایی قدرت هدایت میشوند.
چالش زمانی پدید میآید که چارچوبهای اخلاقی مدرن، که در عصر حقوق بینالملل و حقوق بشر توسعه یافتهاند، به صورت عطف به ماسبق بر رویدادهای تاریخی که هزاران سال را در بر میگیرند، اعمال شوند. در حالی که اذعان و رسیدگی به بیعدالتیهای خاص و نسلکشیهای مرتکب شده در دوران استعمار اروپا – دورهای که با نابرابری بیسابقه تکنولوژیکی و نظامی، ایدئولوژیهای نژادپرستانه و استثمار سیستماتیک منابع و مردم مشخص شد – بسیار مهم است، به همان اندازه حیاتی است که این دوره تاریخی متمایز را با کل دامنه رفتارهای سرزمینی انسانی مخلوط نکنیم. مقیاس، قصد و تأثیر ماندگار استعمار مدرن منحصر به فرد است، با این حال مکانیسم اساسی جابجایی یک گروه توسط گروه دیگر اینگونه نیست.
علاوه بر این، مفهوم مالکیت "اصیل" زمین هرچه بیشتر به گذشته تاریخ برگردیم، به طرز باورنکردنی پیچیده میشود. "اولین" ساکنان چه کسانی بودند؟ تا کجا میتوانیم ادعاهای اجدادی را ردیابی کنیم قبل از اینکه خطوط در دوران پیش از تاریخ محو شوند، جایی که امواج متوالی مهاجرت و سکونت، اشغالهای قبلی را بازنویسی کردهاند؟ این تمرین فکری به سرعت به یک بازگشت غیرقابل حل منجر میشود و ماهیت خودسرانه ترسیم یک خط اخلاقی در یک لحظه تاریخی خاص را برجسته میکند، لحظهای که اغلب به طور مناسب به دستور کارهای سیاسی معاصر خدمت میکند.
Related News
- دفاع غالب سيهوكس را به دومین قهرمانی سوپر بول رساند
- کوبیاک پس از پیروزی در سوپر بول، مربیگری ریدرز در لاس وگاس را تأیید کرد
- تبلیغات سوپر بول LX: ورزشکاران در یک نمایش تبلیغاتی پرمخاطره، کانون توجه را میربایند
- ترنس گور، ستاره سرعت سابق MLB، در سن 34 سالگی درگذشت
- فصل خارج از لیگ MLB: رد ساکس اینفیلدر دوربین را در معاملهای استراتژیک با برورز به دست آورد
یک رویکرد سازندهتر شامل به رسمیت شناختن تأثیرات عمیق و مستمر بیعدالتیهای تاریخی، به ویژه آنهایی که مربوط به دوران استعمار هستند، در حالی که به طور همزمان درک ظریفتری از خود تاریخ پرورش داده میشود. این به معنای اذعان به رنج مردم سلب مالکیت شده، حمایت از تلاشها در جهت آشتی و عدالت ترمیمی در صورت لزوم، و آموزش نسلهای آینده در مورد پیچیدگیهای تاریخ جهانی بدون توسل به محکومیتهای اخلاقی سادهانگارانه است که تجربه گستردهتر انسانی را نادیده میگیرند. درک واقعی تاریخی مستلزم مواجهه با این حقیقت ناخوشایند است که جهانی که امروز در آن زندگی میکنیم، با تمام مرزهای ملی و تمایزات فرهنگیاش، تا حد زیادی محصول حرکت بیوقفه، درگیری و بازسازی مداوم سرزمینها توسط گروههای بیشماری است که هیچ یک نمیتوانند ادعای سابقه کاملاً بیعیب و نقص از اشغال دائمی و صلحآمیز را داشته باشند.